خرید بک لینک

انگار کسی درونم جهان به جاییش نیست . رو به روی تلوزیون لم میدهد ، لنگ بی صاحاب مانده اش را روی آن یکی اخوی بی صاحاب مانده اش می اندازد . سیگار بهمن روشن می کند و محکم دود را میکشد توی شش هایش . تصمیم میگیرد کیفیت زندگی اش را به فضولات بکشد پس از آن تلاش های مستمر و سگ دو هایی که سگ هم نزده بود به والله . از بین آن همه شبکه ی تخم مرغی ، تخم مرغی ترینشان را بر میگزیند . کنترل را پرت میکند روی مبل و کمی پرده را کنار می کشد . خورشید از لا به لای پرده ی پنجره شبکه ی انتخابی اش را میبیند پرتوهایش را توف میکند تو صفحه ی تلوزیون و جم بالیوود لامذهب . سه چهار تا فحش ناموسی و ناموصی و ناموثی ، نثار و نصار و نسارش میکند [ توف در زبان فارسی با این انواع حروفش ]
حال و دیگر موارد را ندارم که بقیه ماجرا را خدممتان عرض کنم . پایانش گشاد است و من هم . به سلامت

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۶ساعت 20:20  توسط كى |

برچسب: نویسنده: کاوه جعفری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 7:48

صفحه بندی